سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

661

تاريخ ايران ( فارسى )

جنگ لازيكا 589 ميلادى پس از شكست تركان هرمز بلافاصله سردار فاتح خود را مأمور ساخت كه به لازيكا حمله ببرد كه در آنوقت بلادفاع و خالى از پادگان بوده است ، ولى بعد از اين قضيه از طرف روم قشونى باسرع وقت به كمك آنجا رفته و بهرام در جنگى كه رويداد شكست خورد . اين پادشاه كه از سردار خودش بواسطهء فتوحات پىدرپى او از روى حماقت و ديوانگى حسد ورزيده و بغض او را در دل داشت حال كه او شكست خورده موقع را براى كينه‌جوئى مغتنم دانسته نه‌فقط او را از فرماندهى محروم ساخت بلكه ويرا توهين نموده و از آبرو و اعتبارى كه داشت انداخت . باينمعنى كه يك چرخ پنبه‌ريسى و مشتى پنبه با يكدست لباس زنانه براى اين سردار فرستاد . عصيان بهرام چوبين و قتل هرمز لشكريان بهرام بواسطهء اين توهين و بىاحترامى كه به سردارشان شده بود بناى طغيان را گذاشتند و ملحق به آرتش مزوپوتاميا شده به طرف تيسفون پايتخت روانه گرديدند . هرمز قوائى بدفع آنها فرستاد و قواى مزبور هم طوق اطاعت اين پادشاه ستمكار را از گردن خارج ساخته ملحق به سپاهيان ياغى بهرام شدند . در اين هنگام بواسطهء يك انقلابى كه در خود دربار روى داد كار هرمز تمام شده و مردم همگى از اطرافش پراكنده شدند . بالاخره او بدست بوستام و بندوز دو برادرزن خود كور شده و بعد بقتل رسيد . سلطنت خسرو پرويز 590 ميلادى خسرو دوم پسر بزرگ او كه در تاريخ ايران به خسرو پرويز ناميده مىشود بر سرير شاهى نشست . وى آخرين پادشاه معروف ساسانى است و اين خيلى مستبعد به نظر ميآمد كه او بيش از چند ماهى نخواهد توانست بر تخت باقى ماند . شكست و فرار خسرو به طرف مزوپوتاميا خسرو پس از جلوس بر تخت نامه‌اى به بهرام چوبين نوشت و در آن نامه اظهار داشت كه چون هرمز درگذشته است جهتى براى اين استنكاف شما از قبول اطاعت متصور نيست . چنانچه